فلسفه تخته نرد در ایران باستان

یه پیغام کوچولو به سحابیヅ :

تا به حال کسی تو را با چشم هاش نفس کشیده؟
آنقدر نگاهت می کنم که نفس هام به شماره بیفتد
جوری که از خودت فرار کنی و جایی جز آغوش من
نداشته باشی..


.............................................................


آیا می دانید تخته نرد چگونه و توسط چه کسی ابداع شد و چه فلسفه زیبا و عبرت آموزی در پس آن نهان است؟

تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش: در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره ها ی آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گمارده انجام این کار ساخت. او در نامه ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر که جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته اند که دو طرف با مهره ها ی خود با هم می جنگند و هر کدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می شود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیله بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت که باجگزار ایران باشد.

فلسفه پیدایش
30 مهره: نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
24 خانه: نشان گر 24 ساعت شبانه روز
4 قسمت زمین: 4 فصل سال
5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز
2 رنگ سیاه و سپید: شب و روز

هر طرف زمین 12 خانه دارد: 12 ماه سال
تخته نرد: کره زمین
زمین بازی: اسمان
تاس: ستاره بخت و اقبال
گردش تاس ها : گردش ایام
مهره ها : انسان ها
گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )
برداشتن مهره در پایان هر بازی: مرگ انسان ها

اعداد تاس
1: یکتایی و خداپرستی
2: اسمان و زمین
3: پندار نیک؛ گفتار نیک، کردار نیک
4: شمال، جنوب، شرق، غرب
5: خورشید؛ ماه، ستاره، اتش، رعد
6: شش روز افرینش

 

/ 205 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
honey

ڪــــاش نـجــــابـتــــــم را . . . بـهــــــانــــــﮧ رفـتـنــت نـمــــــــے ڪــــــــردے . . . تــــا بـــــا دیـــــــدن هـــــــر هــــــرزه اے . . . بــــــــﮧ خــــــــودم نــگــــــــویـــــــــم . . . اگــــــــر مـثـــــــل ایــن بــــــــودم . . . نـمــــــــــے رفـــــت . . . منتظرتم....

مرتضی

ولی ماهی سیاه باشه کوچولو هم باشه موجودیه واسه خودشا[چشمک]

مرتضی

ممنون از لطفتون شما هم با افتخار لینک شدید

مرتضی

سلام ممنون شما هم با کمال افتخار لینک شدید

رحیم

دلم یک دوست میخواهد دلم یک دوست می خواهد که خیلی مهربان باشد دلـــش اندازه ی دریــــــا ، به رنــگ آسمان باشد کسـی باشد پر از شبنم ؛ پرازپروانه ؛ آهو ؛ آب صدایش چکه ای آواز ؛ نگاهـش تکه ای مهتاب دلــم می خواهد او چیـــزی شبیه برف و مه باشد و جنــس دسـت هایش از هـــــــوای پاک ده باشد کســـی باد که حــرفم را بفهمد با دل و جانـــــــش پرستــــــــوی دلــم راحت ؛ بخوابد توی دستــــــانش همیشـــــــه صبح تا شب من در این رویای شیرینم تمام صــــــــورتم چشم است ولــی او را نمی بینــم

رحیم

دوست داشتن ؛ زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهد دوست داشتن دل می خواهد و یک “من” می خواهد و یک “تو”[گل]

mohammad

سلام[لبخند] خوبم مر30 تو خوبی چه خبر از فضا[گل]

mohammad

[نیشخند][قلب]چه دخمل مهربونی منم میام[مغرور]